بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
15
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
بعضى از اين ماهيان گاهى با جسارت به كشتى حمله كرده آن را سرنگون مىسازند و هرچه در آن بيابند مىبلعند زمانى هم بالعكس چون كشتى را ديدند فرار مىكنند . بطور كلى اختلاف طرز رفتار و معاملهء ماهيان بزرگ با كشتى بستگى دارد با اختلاف نقاط مختلف درياها كه ماهيان در آن نقاط زندگى مىكنند از قبيل خط سير مسافران و صيادها يا نزديك سواحل آباد و پرجمعيت و يا نقاط دور از سواحل و جزاير يا مراكز درياهاى عميق كه از عالم خاكى بدور باشند . دنياى اعماق اقيانوسها حقيقة دنيائى است غير از اين عالم فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . [ داستان شمارهء ] : 14 ابو زهر برختى ناخدا ، يكى از بزرگان سيراف بود و نزد همكيشان خود - مجوسيان هند - به امانت شهرت داشت . سپس دين اسلام قبول كرد و به زيارت مكه رفت و زنى از زنان جزيرهء نساء را به زنى گرفت . وى حكايت كرد كه : مردى با كشتى بزرگ او همراه ديگر بازرگانان و مسافران روانهء سفر دريا شد چون گذارشان به درياى ملاتو افتاد ، و به سرزمين چين نزديك شدند قلل كوههاى آن را از دور مىديدند ، ناگاه طوفانى وزيدن گرفت ، تلاطم دريا مسافران را بىتاب كرد ، باد كشتى را به طرف ستاره سهيل كشانيد - هركس در دريا به نقطهاى بيفتد كه سهيل بالاى سر او قرار گيرد فلاح و نجاتى براى او نيست - كشتى در امواج متلاطم دريا كه به سوى جنوب جريان داشت گرفتار آمد و هرچه جلو مىرفت امواج خروشان دريا از عقب كشتى بالا آمده در جلو آن سرازير مىشد ، جريان امواج به قدرى قوى و شديد بود كه